مرتضى راوندى
57
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بطور كلى ، به شترپرورى و شتردارى ( براى حملونقل و جنگ ) اهميت فراوان مىدادند و به پرورش بز ، گوسفند ، و اسب نيز مىپرداختند . در عربستان شمالى ، در بعضى از واحههاى مناسب ، كشت جو ، نخل ، مو و درختان ميوه معمول بود . مراتع در تصرف عشيرهها بود ، ولى دامها و بردگان و قطعات زمين ، ملك افراد محسوب مىشد . در داخل عشاير ، وضع اقتصادى و مالى افراد يكسان نبود . راهى كاروانرو ، ناحيهء ثروتمند يمن را به سوريه مرتبط مىساخت . ايالات بيزانس ، سوريه ، فلسطين و مصر از طريق حبشه و هندوستان ، بواسطهء يمن ، به بازرگانى ترانزيتى مىپرداختند . پس از تصرف يمن از طرف ايران ساسانى ( پس از سال 572 م ) ، شاهان آن دودمان كوشيدند تا كالاهاى هندوستان از طريق ايران به بيزانس حمل شود ، و ترانزيت از راه يمن را ممنوع كردند . اين جريان موجب بروز بحران اجتماعى در عربستان گرديد . مكه داراى موقعيت اقتصادى و مذهبى خاصى بود . در بازار مكه ، عربهاى صحرانشين محصولات دامپرورى خود ( چرم و پشم و دام ) را با غلات ، خرما و مصنوعات شهرى مبادله مىكردند . در ميان خاندانهاى عرب ، بنى - اميه توانگر بودند در حالىكه بنى هاشم ، كه حضرت محمد ( ص ) از ميان آنان برخاست ، وضع اقتصادى مناسبى نداشتند . مقارن ظهور اسلام ، شيوهء زندگى بردهدارى در مكه رايج بود . بردگان در خانه ، بعنوان خدمه ، در فعاليتهاى توليدى ، بعنوان چوپان و زارع به نفع صاحبان برده ، فعاليت مىكردند . رفتار بردهداران با آنها بيرحمانه بود . بازرگانان مكه در فعاليتهاى تجارى شركت مىجستند و ، سالى دوبار ، كاروانى به سوريه گسيل مىداشتند . درآمد بازرگانان هرگز كمتر از پنجاه درصد نبود و گاه به صددرصد بهاى متاع ارسالى مىرسيد . اجناس صادراتى مكه به سوريه عبارت بود از چرم خام و دباغى شده ، شمش نقره از معادن عربستان ، بهترين كشمش طائف و خرما . اما آنچه بطور ترانزيت از مكه عبور مىكرد ، از يمن ، عبارت بود از : كندر و عود و چوب سندل و فلوس و چرمهاى دباغى شده ؛ از افريقا ، : خاك طلا ، غلامان و كنيزان سياهپوست ؛ از هندوستان : دارچين ، فلفل و ديگر چاشنيها و مواد معطر و عاج و منسوجات قيمتى . بازرگانان اين كالاها را در سوريه مىفروختند و از آنجا منسوجات ابريشمى و پشمى بيزانسى و پارچههاى ارغوانى از پشم گوسفند و ماهوت و ظروف آبگينه و مصنوعات فلزى و ديگر كالاها را صادر مىكردند . » « 1 » كاروانى كه در زمستان سال 624 ميلادى ، توسط بازرگانان مكه ، براى حركت به سوريه مجهز شده بود ، معادل پنجاه هزار مثقال طلا كالا بار داشت كه چهل هزار آن تعلق به اعضاى خاندان اموى ، و باقى ، از آن ديگر ثروتمندان قريش بود . صدها مرد ، غرق در سلاح ، همراه كاروانها حركت مىكردند و گذشته از بازرگانان ، عدهاى راهنما و ساربان و دستههاى نگهبان با كاروانها حركت مىكردند . بازرگانان مكه به رباخوارى نيز اشتغال داشتند و از پنجاه تا صد درصد ربح مىگرفتند ( يعنى يك دينار ربح در مقابل يك دينار وام ) « 2 » اسلام اصولا با تجارت و بازرگانى مخالفت نداشت . چنان كه در شرح حال محمد ( ص )
--> ( 1 ) . ايليا پاولويچ پطروشفسكى ، اسلام در ايران . ترجمهء كريم كشاورز ، ص 17 - 15 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 16 .